خرید بک لینک
سلام مهربونم..

حدودیک سال پیش که میخواستم ببینم دست خطت

چطوری شده بهت گفته بودم یه چیزی بنویس

تادستخطتونگاه کنم...توهم گفتی باشه ولی طول

میکشه چون بایدصدتابرگه روعوض کنم تاخوشکل

دربیاد...منم گفتم که اشکالی نداره....بعد40دقه

اینونوشتی وبرام فرستادی...منم خیــــــــــــــــــلی

خوشم ازش اومد.....مهم سلیقه توبودکه چی

مینویسی کارباهیچی دیگش ندارم.....

مینویسم تاروزی بیادم باشندخاطرات قشنگ باهم

بودنمون اماکنارهم نبودنمون..........

ان شالله روزی که ازدواج کردیم همه این روزای قشنگ

یادآوریشون برامون شیرین میشه........

برچسب: خاطرات یک کافر نوشته میکاییل سلطانی, نویسنده: بهنام نصیری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 6:03

صفحه بندی